راهنماي گردشگري خوزستان
راهنمای خودراننده و مستقل گشت - نقشه - مردم شناسی - آیین ها و اطلاعات گردشگری شهرهای استان خوزستان

از سیزدهم تا پانزدهم بهمن ماه ۸۹ همراه چهار تن از دوستان (آقاي نورآقايي، خانم جهرمی، آقاي مجتبی گهستونی و خانم آذر صداقتی) شدم تا در ساخت دو فیلم کوتاه از دو قبرستان، آقاي نورآقايي را ياري دهم. آقاي نورآقايي، چند سالی است که نمادهای موجود بر روی قبرهای گورستان های ایران را مورد بررسی قرار می دهد و همیشه در این فکر است که نتیجه تحقیقاتش را به صورت کتابی منتشر کند ولي با اين حال تصميم دارد که علاوه بر تصاویری که از این قبرستان ها در اختیار دارد، فیلم هایی نیز تهیه کند.

در این سه روز، هوای خوزستان (در منطقه ای که ما در آن به سر می بردیم)  سرد و در روز اول بارانی بود. لطفا به شرح این سفر توجه کنید:

سفر به طور خلاصه:

روز اول: حرکت از اهواز به سمت دزفول و از آن جا به سمت روستای “لیوس”. صرف نهار و اقامت شبانه در روستای پامنار.

روز دوم: فیلم برداری و عکاسی از قبرستان. حرکت به سمت شهر لالی و اقامت در منزل یکی از دوستان. در این روز از برگزاری یک مراسم عزاداری بختیاری آگاه شدیم كه تمام برنامه های روز بعد را تحت تاثیر خود قرار داد.

روز سوم: عکاسی و فیلم برداری از مراسم عزاداری. عکاسی و فیلم برداری از قبرستان. صرف نهار در روستای “شمس” و حرکت به سمت اهواز.

 

عکس: مهران شهرستانی

این جا قبرستان روستای “لیوس” Lives، یکی از روستاهای نمونه گردشگری اطراف شهر دزفول است. “لیوس” در شمال شرقی شهر دزفول و در موقعیت جغرافیایی N32 44, E48 45 قرار گرفته. معماری خانه های این روستا و همچنین گورستان آن قابل تامل و جالب توجه است. در نزدیکی این روستا سدی به نام سد سزار وجود دارد.

 

عکس: مهران شهرستانی، نمایی از روستای “لیوس”

 

عکس: مهران شهرستانی

این چهره ی مردی است از اهالی روستاي  “لیوس” که ما در هوای سرد و بارانی به منزل او پناه بردیم و چای نوشیدیم و گپ زدیم. 

 

عکس: مهران شهرستانی

برای اقامت شبانه (شب اول) به منزل دوستمان، “ابوطالب شهی زاده” (راهنمای طبیعت گرد) رفتیم. ابوطالب به همراه خانواده اش در روستای پامنار زندگی می کند. این روستا یکی از مکان های گردشگری اطراف دزفول به شمار می رود. 

 

عکس: مهران شهرستانی، نمایی از دریاچه پشت سد دز

 

عکس: مهران شهرستانی، نمونه ای از نقش روی سنگ قبرها

 

عکس: مهران شهرستانی، نمونه ای از نقش روی سنگ قبرها

 

عکس: مهران شهرستانی، نمونه ای از نقش روی سنگ قبرها

 

عکس: مهران شهرستانی، نمونه ای از نقش روی سنگ قبرها

 

عکس: مهران شهرستانی، نمونه ای از نقش روی سنگ قبرها

 

عکس: مهران شهرستانی، نمونه ای از نقش روی سنگ قبرها

 

عکس: آرش نورآقایی

یکی از عمیق ترین لذت های سفر، هنگامی است که از راه های فرعی عبور می کنم. آرش جان، همیشه به ما گفته که دیدنی ها و حس های جاده، فراتر از مقصد است. این عکس را در مسیر پامنار به لالی (سردشت) گرفته شده است.

عکس: آذر صداقتی

در نزدیکی شهر لالی و در مسیری که به سمت قلعه خواجه می رود، یک دره طولانی، عمیق، وهم انگیز و بسیار جالب توجه قرار دارد. این منطقه بسیار برای فعالیت گردشگری ماجراجویانه واجد شرایط است.

 

عکس: مهران شهرستانی، "آذر صداقتي" از بالای حفاظ پل در حال شکار عکس است.

عکس: مجتبی گهستونی

آقاي نورآقايي در این سفر تصميمي نداشت که در رابطه با کتاب گردشگری خوزستان فعالیتی انجام دهد، اما نشد. مجتبی، یک طراح کم نظیر شب نشینی های فرهنگی است كه به همت او در لالی و در منزل يكي از دوستانش، چند شاعر و نویسنده و باستان شناس جمع شدند تا ما را در تدوین کتاب گردشگری یاری کنند.

عکس: آذر صداقتی

در غروب روز دوم سفرمان از موضوعی مطلع شدیم که تقریبا تمام برنامه هایمان را تحت تاثیر قرار داد. در حقیقت متوجه شدیم که یکی از بزرگان ایل بختیاری، از طایفه “بابادی” به رحمت خدا رفته و مراسم هفت او را قرار است روز بعد (روز سوم سفر ما) برگزار کنند. به ما گفتند که در این مراسم “کُتَل” می بندند و ما درجا تصمیم گرفتیم که از این مراسم فیلم و عکس تهیه کنیم. در این تصویر دو بز کوهی (به قول خودشان، پازن) شکار شده را می بینید که نماد دلاوری و شکارچی بودن فرد متوفی است. این قوچ ها را در هنگام فوت بزرگان در مراسم سوگواری می آورند تا یاد و خاطره متوفی را هرچه بیشتر گرامی بدارند.


 

عکس: مهران شهرستانی

صبح روز سوم در محل برگزاری مراسم هفتم “آ حسین قلی فرهادی بابادی” حاضر شدیم. پیش وند “آ” را برای بزرگان و ریش سفیدان ایل به کار می برند. بختیاری ها معتقدند که “آ” اولین حرف الفبای فارسی است که در ابتدای اسامی مردان بزرگ ایل قرار می گیرد. و حرف “ب” دومین حرف الفبای فارسی است که در واژه ی “بی بی” دیده می شود و مختص به زنان شاخص ایل است.

 

عکس: مهران شهرستانی

این مرد و همکارش نوازندگانی بودند که در مراسم عزاداری و در هنگام ورود مهمانان کرنا و طبل (به صورت چپ) می نواختند.

 

عکس: مهران شهرستانی

این مکعب سیاه رنگ “مافه گه” نام دارد که بعد از فوت بزرگان ایل آن را برپا می کنند. بر روی این اسب چادر سیاه انداخته اند و در واقع “کتل” بسته اند. سیاهی این اسب ریشه در سوگ سیاوش (سیاوش به معنای دارنده اسب سیاه) دارد. دو تفنگ به صورت ضربدر نزدیک شانه های اسب می گذارند و تا آخر مراسم این اسب و آن جوان به دور “مافه گه” طواف می کنند.

عکس: مجتبی گهستونی

هنگامی که دسته های عزاداران وارد می شوند، جوانانی از میزبانان و مهمانان تیرهای هوایی به احترام بزرگ فوت کرده، شلیک می کنند.

 

عکس: مهران شهرستانی

وقتی مردان عزادار به چند متری صاحبان عزا می رسند، دستانشان را به پیشانی نزدیک می کنند و حالت گریه به خود می گیرند. در این زمان یکی از صاحبان عزا به طرف مهمانان می آید و دست ریش سفید جمع را می گیرد و آن را از پیشانی اش دور می کند. به این ترتیب دیگران هم دستشان را از روی پیشانی بر می دارند و به گروه مهمانان عزادار ملحق می شوند.

 

عکس: مهران شهرستانی

دسته های محتلف (تیره ها و خانواده های مختلف) عزادارن به صورت مجزای مردان و زنان به محل برگزاری عزاداری می آیند. در این مراسم عزاداری به وضوح نظم اجتماعی مستتر در ایل بختیاری مشاهده می شود.

عکس: آذر صداقتی

حضور زنان در مراسم عزاداری به این صورت است. آن ها در هنگام نزدیک شدن به صاحبان عزا، صورت خود را چنگ می زنند. صاحبان عزا هم سینه می زنند و صورت خود را می خراشند. آذر صداقتی از زنان عکس انداخت و حضور او در این سفر از این لحاظ هم بسیار مغتنم بود.

 

عکس: مهران شهرستانی، همه عزاداران و مهمانان در این جا جمع می شوند.

 

عکس: مهران شهرستانی، "آرش نورآقایی" در حال مستند نگاری آیین سوگواری بختیاری ها

 


پس از ترک محل، آقاي نورآقايي تصميم گرفت تا تحولات فرهنگی ایل بختیاری را در ورای نماد شير و تغییرات شیر سنگی در قبرستان “نقش جهان” را مورد بررسي قرار دهد. 

 

شيرهاي سنگي به يادبود دليران بختياري

نماد یک سنگ قبر

شیرهای سنگی جدیدتر که ساختارشان با شیرهای سنگی قدیمی تر فرق کرده. انگار ساخت این شیرهای سنگی یک جور از سر واکردن است.

 

شیرهای سنگی تغییر کرده اند، فلسفه وجودی اشان هم تغییر پیدا کرده. این جوان به همراه دوستش در تصادف رانندگی کشته شده اند و برای هر دوی آن ها شیر سنگی ساخته اند.

آقاي مجتبی گهستونی، آقاي نورآقايي و آقای بختیاروند (کارشناس تاریخ و نویسنده بختیاری)، در قبرستان “نقش جهان” ایستاده اند و در رابطه با ریشه برخی از لغات و واژه ها با هم بحث و تبادل نظر می کنند.


بعد از اتمام کارهایمان، در مسیر لالی به اهواز، از روستای “شمس” دیدار کردیم. این روستا قدمت چهارصد ساله دارد و نام فامیلی افراد ساکن در آن “شمس” است. این مردمان عرب-بختیاری هستند که زبانشان نه عربی است و نه بختیاری ولی به هر دو شباهت دارد. این روستا بعد از آب گیری سد گتوند، به زیر آب خواهد رفت، در حالی که مقبره ساکنان اولیه این روستا و همچنین پدران و مادران “شمس” های حاضر، در آن قرار دارد. به زودی لوکیشن هزاران خاطره محو خواهد شد.

این آخرین عکس سفر سه روزه ماست که در منزل آقای شمس و در روستای شمس توسط دوربین مجتبی گرفته شده. از راست به چپ: آقاي مجتبی گهستوني، خانم آذر صداقتي، خانم جهرمی، آقاي آرش نورآقايي، آقای شمس، آقای شمس (میزبان) و بنده.

توضيح:

عكسهاي مربوط به گزارش شيرهاي سنگي از آقاي مجتبي گهستوني و خانم آذر صداقتي است.

بيشتر نوشتارها به خصوص نوشتار شيرهاي سنگي، از وب سايت شخصي آرش نورآقايي بر گرفته شده است.

موضوع مطلب : سفرنامه ها
نگارنده: مهران شهرستانی |