با همفکری انجمن های صنفی راهنمایان گردشگری استان های مختلف کشور امسال (۱۳۸۹) چهارمین جشن را از تاریخ ۳۰ بهمن تا ۲ اسفند در استان مازندران و شهر رامسر برگزار خواهد شد. آرش نور آقایی دلایل خود را برای انتخاب این شهر چنین مطرح کرده است:
۱- شعار روز جهانی گردشگری در سال ۲۰۱۰، گردشگری و تنوع زیستی است. با توجه به همین شعار، قصد داریم همگام با سازمان جهانی گردشگری بر روی این شعار تاکید کنیم و به نظر ما رامسر مکان مناسبی برای طرح این شعار است.
۲- امسال همزمان با چهلمین سالگرد امضای کنوانسیون جهانی «حفاظت از تالاب های جهان»، معروف به «کنوانسیون رامسر» است. با توجه به مکان امضای این کنوانسیون در شهر رامسر در چهل سال پیش و شعار روز جهانی گردشگری، رامسر را بهترین شهر برای برگزاری جشن امسال می دانیم.
۳- بعد از سه سال برگزاری جشن که بیشتر بر میراث فرهنگی و تاریخی تاکید کردیم، علاقمندیم امسال به میراث طبیعی بیشتر توجه کنیم. تاکنون ۱۲ میراث فرهنگی از ایران در فهرست جهانی یونسکو به ثبت رسیده ولی هیچ اثری از میراث طبیعی در این فهرست دیده نمی شود. سال قبل، راهنمایان گردشگری در حضور مسوولان سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و در شهر تبریز درخواست کردند تا این سازمان نسبت به ثبت بازار تبریز به عنوان میراث جهانی اقدامات لازم را انجام دهد که خوشبختانه شاهد ثبت این اثر بودیم. اکنون و در سال جاری خواهان ثبت جنگل های هیرکانی به عنوان اولین میراث طبیعی جهانی در فهرست یونسکو هستیم. لازم به ذکر است که پیاده روی سالانه ی ما امسال در جنگل های هیرکانی واقع در شهر رامسر خواهد بود.
۴- قصد داریم امسال بر روی گردشگری بر مبنای رویدادها (جشنواره ها و فستیوال ها) و گردشگری غذا و نوشیدنی (food and drink)، تمرکز کنیم و هر دو این موارد در شهر رامسر (با توجه به تنوع غذایی و تنوع رویدادها در این حوزه فرهنگی) به خوبی قابل اجراست.
۵- رامسر با این که در استان مازندران واقع شده، با فرهنگ گیلان بسیار دمخور و نزدیک است. با انتخاب رامسر به عنوان شهر مرزی این استان ها، می توانیم از توانایی های هر دو استان مجاور، برای برگزاری هر چه بهتر جشن بهره ببریم.
۶- مسوولان سازمان های محتلف در شهر رامسر، از برگزاری این جشن در شهرشان استقبال کردند و قول همکاری داده اند.
سفر ۱۷ روزه خوزستان تمام شد. رکوردی که حالا حالا ها شکسته نخواهد شد. ۱۷ روز سفر به خوزستان برای مشاهده محوطه ها و آثار تاریخی و مناطق گردشگری. ۱۷ روز زندگی با مردم خوزستان و در نهایت پی بردن به شکوه و عظمت خوزستان که نه تنها برای من ثابت شده بود بلکه برای برای همراهان غیر استانی ما نیز بیشتر ثابت شد.
سفر به خوزستان نقطه عطفی در زندگی همه کسانی بود که خوزستان گردی کردند و با وجود فرصت هایی آشنا شدند که هیچگاه از همه آنها استفاده مطلوبی نشده است. ۱۷ روز در اعماق خوزستان سفر کردیم و به دلیل همه دستاوردهایی که داشتیم نام خود را گروه " حقیقت یاب " نهادیم چون در نتیجه این سفر، هم کشف کردیم و هم به شناسایی آدم ها، مکان ها و فرصت ها پرداختیم. هزاران کیلومتر سفر در جاده های شهری و روستایی، ثبت هزاران فریم عکس، ضبط دهها ساعت صدا و تصویر و در نهایت تولید دهها گزارش، خبر و مصاحبه که منجر به انتشار آنها خواهد شد دستاوردی است که به هزینه های آن می صرفید.
سفر ۱۷ روزه به قدری انگیزه داشت که ما سر ساعت سفر را شروع می کردیم و بر اساس برنامه ریزی های انجام شده آن را پی می گرفتیم و این یعنی نظمی که در کمتر گروهی می توان سراغ گرفت.
در این سفر پنج نفر گروه ثابت را تشکیل می دادند: آقايان آرش نورآقایی و مجتبی گهستونی و خانم ها: پرتو حسنی زاده، ژاله ابراهیمی، مهرک حصارکی و در ادامه من (مهران شهرستانی) به مدت ۱۱ روز و دوستانی دیگر همچون محسن شاهمردی، فرشاد طهمورثی، آرمان سلیمانی و.... گروه را در بخشی دیگر از سفر همراهی کرديم تا در تهیه کتاب گردشگری خوزستان و در نهایت انتشار آن نقشي داشته باشيم.
برای تهیه بخش اول کتاب گردشگری خوزستان بیش از ۶۰ نفر در سراسر خوزستان، گروه را حمایت و پشتيباني کردند که در این نوشتار وقت انتشار اسامی آنها نیست و در اخبار بعدی از آنها یاد خواهد شد.
این شما و این خوزستان:
۱۷ روز در استان خوزستان سفر کردیم. از اهواز شروع شد.
شب های اهواز
عدنان عفراویان - بازیگر نقش “باشو” - را دیدیم و با او گپ زدیم.
“باشو”، کنار خیابان سیگار می فروشد. ما از او فیلم و گزارش تهیه کردیم.
به سراغ مندائیان رفتیم.
در بازار اهواز به دنبال سوژه گشتیم.
حتی در انتظار سایه نشستیم.
خرمشهر و آبادان را برانداز کردیم.
شلمچه ۱
شلمچه ۲
شلمچه ۳
شلمچه ۴: آسمان شلمچه را این گونه دیدم. گویی هیولای جنگ هنوز در لابه لای ابرهای آسمان پیداست.
شوشتر را از زوایای دیگر دیدیم.
بدون شرح
پل «صلح کنان» که داستان خودش را دارد و در کتاب ذکر خواهد شد.
مدرسه عشایری
با کارون و کرخه و شاوور و دز، همسفر بودیم.
به دیدار یک «خان بختیاری» رفتیم.
گاهی بدون امید در جاده ها رهسپار شدیم.
بدون شرح
هر شبی در شهری خوابیدیم.
قصه هایی از سنگ قبرها شنیدیم.
برای دیدار از مقبره ی دانیال نبی تا دشت سوسن سفر کردیم.
با آقای «حسین کی شمس» ملاقات کردیم.
«حسین کی شمس» جزو معدود کسانی است که تا به امروز شیر سنگی می سازند.
بدون شرح
از «شیوند» خاطره ی خوبی به یادگار برایمان ماند.
از رامهرمز در کتابمان سخن خواهیم گفت.
این زن ۸۰ ساله آهنگر است. او در کتاب ما جای خواهد داشت.
«آسماری» ما را دیوانه کرد.
بدون شرح
بدون شرح
هم جنگ گاوها را دیدیم و هم نوازش خرها را
بدون شرح
در یک روز، ظهر در عزا شرکت کردیم و غروب در عروسی.
به سراغ جاذبه های پنهان دزفول رفتیم.
در دریاچه پشت سد دز قایق سواری کردیم.
بدون شرح
در این سفر، طرح چند کتاب و فیلم در ذهنم شکل گرفت.
شمال اندیمشک را از قلم نینداختیم.
این که این مکان ها کجا هستند بماند برای کتاب.
«حمیدیه» جاذبه های خودش را داشت.
اقوام مختلف را دیدیم و با گویش های متنوع آشنا شدیم.
سوسنگرد
اعراب برایمان مراسم قهوه خوری برگزار کردند.
از یادمان شهید چمران و شهید آوینی بازدید کردیم.
سفرمان به محرم کشید.
در نزدیکی اهواز، روستایی هست که نام قدیمش، روستای «حقوق بشر» است. برایش برنامه داریم.
می گویند این درخت جن دارد. در کتاب می آوریمش.
شادگان را در آخرین روز سفر دیدیم.
" عكس ها برگرفته شده از سايت آرش نورآقايي"
این کتاب با تلاش و کوشش راهنمایان گردشگری و بر پایه روشهای نوین و استاندارد کتابهای روز گردشگری نوشته خواهد شد.
آرش نورآقایی، مجتبی گهستونی، پرتو حسنی زاده، مهرک حصاركی، و ژاله ابراهیمی به عنوان نویسندگان به همراه چهار عکاس و بیست نفر هماهنگکننده در همه شهرهای استان در کار گردآوری و نگارش این کتاب همکاری میکنند.
کتاب راهنمای گردشگری خوزستان به صورت تصویر محور خواهد بود و افزون بر جاذبههای تاریخی و طبیعی استان، به فرهنگ بومی مردم هر شهر شامل باورها، رسوم، موسیقی، غذا، صنایع دستی، داستانها و ضرب المثلهای آنها خواهد پرداخت.
پس از پایان پژوهشهای میدانی، گروه نویسندگان پژوهش کتابخانهای را آغاز خواهند کرد و بر اساس برنامهریزی انجام شده نگارش این کتاب در هشت ماه پایان خواهد پذیرفت و در پانزده ماه آینده در جشن راهنمایان گردشگری ایران که تلاش میشود سال آینده در خوزستان میزبانی شود، رونمایی خواهد شد.
میناکاری
میناکاری روی طلا از هنرهای خاص استان است که توسط صابئین مندایی ( پیروان حضرت یحیی (ع ) ) در استان انجام می شود. تعدادی از هنرمندان این رشته در استان آوازه جهانی دارند و آثارشان منحصر به فرد است. آنان با ظرافت خاصی نقش های نخل و قایق روان بر روی رود کارون و کاروانهای شتر را بر روی مینای ریخته شده بر قطعات طلا در آورده و دستبند، حمایل، گردن بند و سینه ریز، گوشواره و انگشتر به یادگار می نگارند. این آثار علاوه بر جنبه اقتصادی، دارای ارزش هنری بسیار بالایی هستند.

بازديدكنندگان اهواز اگر در روزهايي از هفته از روي پل نادري يا از جاده ساحلي عبوركنند، صائبين مندايي را مشاهده مي كنند كه در كنار آب كارون به عبادت و اجراي مراسم مذهبي مي پردازند. صائبين آداب و سنن متعددي دارند كه براي آنها يك اعتقاد محسوب مي شود.
با توجه به پیشینه تاریخی منطقه زاگرس که در گذشته های دور مهد تمدن و فرهنگ عیلامیان بوده ، این سرزمین پیوسته بستر مناسبی برای رشد و شکوفایی هنر و صنایع دستی در زمینه های مختلف به شمار آمده است. همچنین تعدد و تکثر قومی و فرهنگی مردم خوزستان (بختیاریهای ساکن شمال و شرق خوزستان، اعراب ساکن در جنوب و غرب استان و ساکنان بخشهای مرکزی که عمدتا شهرهای اهواز، دزفول، شوش و شوشتر را شامل می شود) موجب شده تا صنایع دستی در خوزستان از تنوع چشمگیری برخوردار شود. وجود عشایر کوچ رو که خود حافظ هنرها و صنایع دستی خاص هستند موجب تنوع رشته ها و نیز ترویج صنایع دستی به دیگر مناطق شده است.
از عمده ترین صنایع دستی رایج در استان می توان به طور مختصر به موارد زیر اشاره کرد:
کپوبافی
یکی از صنایع دستی بومی و خاص استان محصولاتی به نام کپو می باشد که با پیچش ساقه های مرکزی و جوان نخل به دور ساقه های کرتک شکل می گیرد و با نقش اندازی کامواهای الوان ، زیبایی آن چند برابر می شود. مرکز بافت کپو، دهستان "شهیون " واقع در شهرستان دزفول بوده و معمولا به شکل سبدهای در دار و بدون در به صورت سینی در اندازه های مختلف رنگی و ساده بافته می شود.


حصیر
حصیربافی از قدیمی ترین صنایع دستی و شاید کهن ترین آنها در استان است. این هنر در خوزستان بسیار پر رونق بوده به طوری که فرآورده های آن در همه نقاط ایران عرضه می شود. امروز در نقاط مختلف خوزستان هر جا که دسترسی به برگ نخل و نی و ترکه امکان پذیر باشد می توان حصیربافی را دید. شهرهای آبادان خرمشهر، شادگان و دشت آزادگان از مراکز عمده تولید این محصول است .

قالی محلی
نوعی قالی با کیفیت بالا و نقوش بسیار متنوع در شمال استان توسط زنان و دختران بختیاری بدون بکارگیری نقشه از پیش طراحی شده و فقط با تکیه بر ذهن خلاق آنان تولید می شود. نقوش این قالیها بسیار متنوع و چشم نواز است و اکثر نقوش از طبیعت و محیط اطراف زندگی آنان مانند گل، کاسه، ماهی، پروانه، شانه و... تشکیل می گردد. شهرهای مسجد سلیمان ، اندیمشک و ایذه از مراکز تولید این محصول است.
گلیم
هفتگل یکی از بخشهای شهرستان رامهرمز از مناطق عمده تولید گلیم در استان است که اکثر بافندگان آن ترک زبان و از عشایر قشقایی هستند.
احرامی
احرامی (سجاده) نوعی زیرانداز محسوب می شود که درقدیم به عنوان سجاده نماز و در ابعاد محدود 90 در70 سانتی متر تولید می شده اما اکنون در ابعاد مختلف بافته می شود و گاه بافت آن تا طول سه متر به عنوان کناره یا روژله ای هم سفارش داده می شود. به طور کلی بافت احرامی در خوزستان از سابقه دیرینه ای برخوردار بوده و برروی دارهای سنتی دووردی تولید می شود. مواد اولیه آن را نخ پنبه و پشم تشکیل می دهد و مراکز بافت احرامی در شهرستانهای شوشتر دزفول و بهبهان است .
گیوه
گیوه، پاپوشی است بسیار سبک و راحت که تولید آن در شهرستانهای دزفول، بهبهان و شوشتر رواج داشته و مواد اولیه آن چرم، پنبه و نخ تابیده و پارچه نازک نخی ، کتیرا، پوست دباغی شده، موی بز و چسب است که با ابزار سندان چوبی، مشته، درفش، چسنی، دواگیر، چاقو، پراز و... تولید می شود.
نساجی سنتی
نساجی سنتی در استان خوزستان بویژه در شهرهای شوشتر و دزفول از قدمت بسیار بالایی برخوردار بوده تا بدانجا که قزبافی (ابریشم بافی) در شهرستان شوشتر به گذشته های بسیار دور باز می گردد. به طوری که پارچه پوشش خانه کعبه از دیبای شوشتر تهیه می شده که به صورت دووردی و چهاروردی بافته می شود. از عمده محصولات این رشته جاجیم، زیلو، موج، ملحفه و انواع منسوجات است.
عبا
مرکز بافت عبا در شهرستان و از قدمت بالایی در این زمینه برخوردار است. معروفیت عبای بهبهان مدیون کیفیت بالا در بافت و مواد اولیه آن می باشد. عبا در بهبهان از پشم شتر و نیز از پشم نژاد خاصی از گوسفند عربی بافته می شود و بجز بازارهای داخلی به کشورهای حوزه خلیج فارس نیز صادر می شود.
تولیدات عشایری
وریس بافی (کارتی )، خورجین، چوقا، حور، توبره، جل مهده و... از انواع بافته های عشایر است. این بافته ها که بیش از 10 نوع محصول را شامل می شود عمدتا توسط عشایر بختیاری در شمال خوزستان در دامنه های جبال زاگرس تولید می شود و تمامی مراحل پشم چینی، پشم ریسی، رنگرزی تا مرحله بافت آنها توسط خود عشایر صورت می گیرد.
خراطی
مرکز هنر و صنعت خراطی در خوزستان، شهرستان دزفول است که از قدمت زیادی برخوردار استو تولیدات آن در بازار قدیم دزفول کاملا رایج است. محصولات زیبایی از قبیل مبلمان، جالباسی، قلیان، گهواره، سبدهای نگهداری مجلات و روزنامه، میل زورخانه، جاکفشی، ظروف مختلف و قطعات ظریف هنری از عمده تولیدات این هنر و صنعت محسوب می شود. مواد اولیه این رشته انواع چوب بویژه چوبی به نام "جغ " است .


محرق
قدمت محرقکاری دراستان خوزستان زیاد نیست و رشته ای جوان محسوب می شود اما به دلیل فراوانی مواد اولیه آن در استان، گسترش وسیعی پیدا کرده و هم اکنون در اکثر شهرستانها و درمراکز آموزش صنایع دستی استان به علاقه مندان آموزش داده می شود. محرق کاری شباهت زیادی به معرق چوب دارد با این تفاوت که تابلوهای محرق، ساده تر و سریع تر از تابلوهای معرق ساخته می شود. مواد اولیه این هنر، ساقه جو و گندم است که با تکنیکی بسیار ساده برروی زمینه پارچه ای یا سطوح صاف چسبانده می شود.
ورشو
ورشوسازی دزفول که از نظر اهمیت، دومین رتبه کشور را داراست با ظروف بسیار متنوع و کاربردی ازاهمیت ویژه ای برخوردار است. سماور، قلیان، پارچ و لیوان، گلاب پاش، تنگ و قدح، آفتابه و لگن از متداول ترین تولیدات این رشته به شمار می آید.
