پرندگان مهاجر که سرما را طاقت نمیآورند، قصد سفر به سرزمینهایی میکنند که از سرمای سخت زمستان مناطق شمالی معتدلترند.
مقصدهای زمستانی پرندگان مهاجر، اغلب در مناطق استوایی است و در این میان، سالی یکی دوبار در خوزستان اتراق میکنند؛ یکی اوایل پاییز که از شمال به جنوب میروند و دیگری اوایل بهار که گرمای جان فرسای سرزمینهای جنوبی را به سمت ییلاق خود ترک میکنند.
مانند پرستوهایی که با خنک شدن هوا در اواسط پاییز از دشت خوزستان میگذرند و در اوایل بهار بار دیگر به بازدید نوروزی سرزمین نیشکر و تاریخ میآیند.
حساب لکلکها البته جداست. لکلکهای شمال خوزستان فصل سرما را در خوزستان میگذرانند و بیش از آن به سمت جنوب نمیروند.
لانههای لکلک را که بخشی از آنها در جاده محمدبنجعفر در حوالی دزفول قرار دارند، خود لکلکها در طول سالیان مهاجرت بنا کردهاند و هر سال در مدت اقامتشان در خوزستان، آنها را مرمت میکنند.
تماشای لکلکهای شمال خوزستان که دوتادوتا در لانهها نشسته و ایستادهاند، تنها گوشهای از جاذبههای پرندهنگری و عکاسی از پرندگان در خوزستان است
گردشگران لازم نیست برای پرندهنگری در خوزستان راه دوری بروند، حواصیلهای سفید در جادههای نزدیک کرخه و دز خودشان به استقبالشان میآیند و دستهدسته از این سوی جاده به آن سوی جاده میپرند.
سبزقباها در محوطه سازههای آبی تاریخی شوشتر هم خودشان به تماشا میآیند، گویا گردشگران برای آنها جذاب و تماشایی هستند.
استان خوزستان 4 تالاب مهم و بینالمللی را در خود جای داده و تالابهای آن حدود 3/8% مساحت استان را شامل میشود. تالابهایی چون شادگان و هورالعظیم و 20 میکرو تالاب (آبگیر فصلی) زیستگاه مناسبی برای پرندگان آبزی و کنار آبزی را فراهم آورده به طوری که از 513 گونه پرنده ثبتشده در ایران 259 گونه یعنی بیش از 50% از انواع گونهای پرنده ایران در آنها یافت میشود.





رشته مینای صُبی قدمتی بالغ بر 700 سال دارد و منحصراً توسط اقلیت دینی صابئین مندایی در شهر اهواز توسط استادان این رشته انجام میشود.
مراحل تولید:
از تلفیق مینا با فلز طلا یا نقره، مینای سیاه تشکیل میشود. سپس با قالبگیری طلا یا نقره آن را متناسب با طرح و نقش مورد نظر به قطعات دلخواه با اندازهها، ضخامت و شکلهای گوناگون درمیآورند و این کار توسط ابزارهای ساده و دستی انجام میشود.
در این مراحل پی در پی قطعات را در معرض حرارت و آتش مستقیم قرار میدهند تا قطعات نرم و انعطافپذیر شوند.
قطعات سیاه با جوشاندن در محلول اسیدی، زغاب و زاج سفید به رنگ زردچوبهای طلا و پنبهای نقره نمایان میشوند. پس از طی این مراحل قطعات طلا و نقره را سوهان و سمباده کشید و آماده پرداخت و عرضه میکنند و در نهایت مارک سازنده و عیار فلز روی قطعه حک میشود.
این هنرمندان زبردست، با بهره گیری از المانهای بومی و با ظرافت خاصی، نقش های نخل، قایق و شتر را بر روی مینای ریخته شده بر قطعات طلا و نقره، در آورده و دستبند، حمایل، گردنبند و سینه ریز، گوشواره و انگشتر می سازند و همه مراحل ساخت، توسط دست انجام می گیرد.
به طور معمول مینای صبی به عراق، کویت و استرالیا صادر شده و در اهواز هم به صورت سفارشی بسته به دلخواه مشتریان کار انجام میشود.
این آثار علاوه بر جنبه اقتصادی، دارای ارزش هنری بسیاری هستند.

اهواز با داشتن 10 دهنه پل، بیشترین تعداد پل در کشور و در منطقه دارد و به همین دلیل به شهر پل ها معروف شده است.
۱- پل سیاه اهواز در سال 1308 خورشیدی و همزمان با احداث راه آهن سراسری ایران بر روی رود کارون ساخته شد. پل سیاه اولین پل شهر اهواز بود که بعدها به دلیل رنگ سیاه بدنه و پایه های آن به پل سیاه شهرت یافت. طول آن 1050 متر و عرض 6 متر است.

۲- پل سفید اهواز یا پل معلق نام یکی از پل های شهر اهواز است که یکی از نماد های شهر اهواز محسوب می شود. پل سفید در سال 1315خورشیدی بر روی رودخانه کارون ساخته شده است. در واقع بعد از پل های معروف اصفهان که بیشتر شهرتشان از قدمتشان است این پل در ایران بسیار پر آوازه است.

۳- پل سوم در بهمن 1349 مورد بهره برداری قرار گرفت. این پل میدان شهید بندر(چهارشیر) را به شمال کیانپارس متصل کرده و با قرار گرفتن در مسیر حمل کالای وارده بندر امام به سایر نقاط کشور نقش پل ترانزیتی را ایفا می کند. در زمان احداث پل و به منظور اتصال آن به راه آهن اهواز – تهران، یک رشته خط آهن برای عبور قطار بر روی آن تعبیه شد که البته هرگز مورد استفاده قرار نگرفت و طی مرمت سطح پل در سال 1387 ریل های روی آن حذف شدند. طول پل 496 متر و عرض آن 14 متر است.
در سال 1394، برای کمک در کمتر شدن بار ترافیک شهری، پل سوم تعریض شد و عرض آن به 28 متر رسید و الحاقاتی هم به پل اضافه گردید.

۴- پل نادری: در سال 1354 شمسی در امتداد خیابان سلمان فارسی به سمت میدان مولوی ساخته شد. طول آن 576 متر و عرض 16 متر است.

۵- پل پنجم در دو باند و به منظور کاهش بار ترافیکی پل چهارم ساخته شده است که مسیر خیابان دکتر شریعتی را به اتوبان گلستان وصل می کند. این پل در سوم خرداد ماه سال 1375 خورشیدی افتتاح شد. این پل، میدان جمهوری، جنوب خیابان شریعتی و جاده کوت عبدالله را به فلکه دانشگاه و لشکر آباد متصل می کند. پل پنجم 480 متر طول و 30متر عرض دارد.

۶- پل ششم معروف به پل صنایع فولاد در جنوب شهر اهواز در حدود دو روستای چنیبه در غرب کارون و شهر کارون در شرق رودخانه قرار دارد و راه اصلی ارتباط کارخانه های نورد و صنایع دستی در دو سوی رودخانه کارون است. عملیات ساخت این پل 740 متری با عرض 30متر در شهریور 1386 به بهره برداری رسید.

۷- پل هفتم، ارتباط بین بلوار توحید و تقاطع خیابان شهید چمران (میدان دوم کیانپارس) و بلوار آیتالله بهبهانی را برقرار میسازد. این پل در سال 1377خورشیدی افتتاح شد. طول پل هفتم 490 متر و عرض پل 16 متر است. این پل از سوی شهرداری اهواز نورپردازی شده و بزرگ ترین آبشار مصنوعی کشور و خاورمیانه در دو طرف آن ایجاد شده است و یکی از زیباترین پل های شهر به شمار می رود.

۸- پل کابلی یا هشتم با هدف تسهیل تردد خودروها و اتصال مناطق امانیه و مرکز شهر، در اسفند 1390 به بهره برداری رسید. طراحی این پل متفاوت از دیگر پل های کارون است و به صورت کابلی و بدون پایه ساخته شده است. این پل 643 متر طول و 13 متر عرض دارد و در چهار مسیر (دو مسیر رفت و دو مسیر برگشت) ساخته شده است. این پل دو پایه بزرگ دارد و عرشه پل توسط کابل به این پایه ها متصل شده اند. پل هشتم، منطقه امانیه را به خیابان زند در مرکز شهر متصل می کند. این پل بزرگترین پل کابلی خاورمیانه بحساب می آید.

۹- پل نهم در دست ساخت: با هدف کاهش بار ترافیکی پل سوم، طراحی پل نهم در سال گذشته انجام و عملیات اجرایی ساخت این پل از سال 1392 در شمالیترین قسمت شهر اهواز، جنب پل سوم آغاز شد و هم اکنون با پیشرفت فیزیکی بیش از 70 درصد در حال ساخت است. با اتمام این پل، خودروهایی که از مناطق شمالی شهر، مانند کوی ملت و زیتون قصد تردد به کیانپارس را دارند، به جای پل سوم میتوانند از پل نهم استفاده کنند.
۱۰- پل طبیعت که برای پیاده روی و گذر عابران پیاده و با هدف گسترش ورزش و نشاط در میان شهروندان روی گذرگاه لوله های آبرسانی غرب به شرق اهواز و حدفاصل پارک لاله تا بلوار ساحلی کیانپارس در سال 1392 از سوی شهرداری اهواز را اندازی و مورد بهره برداری قرار گرفت.



نام و نام خانوادگي: محمد هاشم بدري متولد: ۲۵/۱/۱۳۲۵
زمينه فعاليت: نقاشي با كاردك محل سكونت: اهواز
ايشان از هنرمندان نامآور دیار خوزستان است که توانسته گنجینهای از هنر و معنویت را یکجا گرد هم آورد. او مبتکر سبک هنری "بدریسم" است که در سراسر جهان به نام این هنرمند ایرانی شناخته میشود.
"محمدهاشم بدری" متولد روستای "چهارچشمه" از توابع شهرستان "خمین" است. بدری، دوران نوجوانی و جوانی خود را به همراه خانواده در شهرستان ماهشهر سپری کرد. وی پس از اتمام تحصیلات و اخذ مدرک دیپلم وارد هوانیروز میشود و پس از گذشت 6 ماه به نیروی زمینی ارتش منتقل میگردد. بدری در قسمتی از خاطراتش مي گويد: «در سال 1345 از منطقه اصفهان به لشکر 92 زرهی خوزستان منتقل شدم و چون شناگر بودم و کارت نجات غریق داشتم، مربی باشگاه افسران شدم.»
هاشم بدری موفق شد دوره فرماندهی تانک چیفتن را با موفقیت پشت سر گذاشته و در آغاز جنگ به عنوان فرمانده تانکهای چیفتن در مناطق مرزی حضور به هم رساند.
آغاز جنگ:
پس از آغاز جنگ تحمیلی به منطقه شلمچه اعزام میشود. بدری به عنوان فرمانده تانک چیفتن در نقاط مرزی ایران با عراق، به همراه سایر نیروهای ارتش مستقر بود. او نقل میکند:« هنگامی که جنگ آغاز شد ما نزدیک مرز بودیم، اصلا اطلاعی از حمله نظامی عراق نداشتیم. 15 روز میگذشت که من به همراه تعدادی از دوستان در منطقه پل نو مستقر بودم و قرار بود به مرخصی بروم. در روز حمله عراق به ایران از دور آتشی دیدم، به نظرم رسید یک مینیبوس دارد دود میکند. وقتی نزدیکتز رفتیم، دیدیم تعداد زیادی از نیروهای عراقی وارد مرز شدهاند. اگر حواسمان نبود شاید اولین اسرای جنگ ما بودیم. 17 تانک در اختیار ما بود كه با هفت تانک به دشمن حمله کردیم و از منطقه دفاع نمودیم. حتی چند کیلومتر پیشروی کردیم و یگان دشمن که در آن منطقه مستقر بود را به عقب راندیم.»
بدری در کنار اهالی خرمشهر در مقاومت برای حفظ و نگهداری خرمشهر حضور داشت. او معتقد است تنها ابزار ما دلدادگی و همبستگی میان نیروهای ما بود. وی در لابلای سخنان تلخ و شیریناش از جنگ برایمان میگوید، گاهی متاثر میشویم و گاهی لبخند بر لبانمان نقش میبندد و به شوخی میگوید:« پشت سر یک موتور سوار نشسته بودم و نارنجک دستی به سمت دشمن پرت میکردیم، در راه یک جایی متوقف شدیم، چشمم به قوری و استکانها افتاد، تازه یادم آمد سه روز است چایی نخوردهام بعد که یادم آمد چایی نخوردهام سرم درد گرفت.»
خاطره جانبازی از زبان استاد بدري:
«در تاریخ 20/ 5/ 1360 در 30 کیلومتری اهواز مستقر بودیم، قرار بود به همراه تانکر آب به شهر بازگردم، توی تانک خوابیده بودم، وقتی از خواب بیدار شدم حدود ساعت 30/7 صبح، رفتم که چايی درست کنم، دشمن آتش گشود و یک خمپاره 60 نزدیک من اثابت کرد، ترکش آن به پا و کمرم خورد و از ناحیه پای چپ و ستون فقرات و کمر جانباز شدم.»
بدری ترکش را برای خود به مثابه یک مدال میداند، مدالی که در راه پاسداشت اسلام و وطن دریافت کرده است. او میگوید: «در آن لحظه هیجان زده شدم، مثل کسی که مدالی از وطن و اسلام گرفته باشد، فریاد میزدم " بچه ها من تزکش خوردم"».
این جانباز هنرمند انس زیادی با موسیقی، کتاب و شعر دارد. در یک گوشه از اتاقش کاردک هست و رنگ و بوم، در گوشه دیگر تابلوهای متعددی از درخت و جوانههای برگ دیده میشود. اتاق کار بدری کوچک است، اما ندای عاشقانه پنجههای بدری از اتاق کوچک تا فرانسه، آلمان و اروپا سفر کرده است.
هنر مجال رزم اهل دل:
هنر نزد بدری خلق نیست، کشف است. ایجاد نیست، ظهور است. دستانش شعبده میکنند، حرکاتی ساده و بیآلایش به کمک کاردک و کاغذ و حضور معنا در برابر دیدگان من و تو. بدری نقاش نیست، خود نقش است. بر بوم و کاغذ چیزی نمیسازد، در آن منعکس میشود. مدام میگوید " دوست دارم، دوست دارم، خاطرات جنگ را دوست دارم، پادگان را، چیفتن را، همرزمان و دوستان را، همسایهها را، بچههای خوزستان را " فقط مثبت میبیند.
تکنیک بدریسم:
بدری پی در پی از طبیعت میگوید و بیش از همه از درختان و گلها و برگها تعریف میکند: «پس از اینکه از بیمارستان شیراز برای معالجه به تهران رفتم و بعد به اهواز بازگشتم، زمانی که در منزل استراحت میکردم، پا و بدنم در گچ بود، نمیتوانستم تحرک زیادی داشته باشم. با رنگها بازی میکردم. روزی با کاردک، روی کاغذ کشیدم، استوانهای شکل گرفت، فکر کردم میتوانم استوانههای دیگری بکشم. استوانهها شبیه تنههای درخت شد. وقتی تنهها را کشیدم و دیدم اگر برگ داشته باشند، بهتر است و روش کشیدن تکنیک برگها را با کاردک پیدا کردم».
هاشم بدری در سال 1994 توانست این سبک را در فرانسه به ثبت برساند. نشریات فرانسوی نیز نوشتند: (Hashem Badri so magic )
جهت مشاهده چند اثر نقاشي از استاد هاشم بدري به ادامه مطلب برويد:
ادامه نوشته
